تبليغاتX
وبلاگ مدرسه دخترانه رضوی کلاله کاظم خوجه

وبلاگ مدرسه دخترانه رضوی کلاله کاظم خوجه

گزارش فعالیت های آموزشی و پرورشی راهنمایی دخترانه رضوی

جنبندگان زمین، ماهی‌های دریاها، و هرکوچک و بزرگی در زمین خدا و آسمان او  برای معلم خوبی‌ها، استغفار می‌نمایند. امام صادق(علیه السلام)


ممتاز و نمونه شدن برای یکسال است،

                        و ماندگار شدن برای یک عمر؛

سلام بر معلمی که هر سال نمونه است و یک عمر ماندگار ...

معلم عزیزم روزت مبارک که جهانی از نورت مبارک گشته است.



+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:29  توسط آبیل غلامی  | 

داستانک: ناامید شدن آسان است ولی...


تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.

سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟"

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 15:18  توسط آبیل غلامی  | 

گفتگو با خدا…

 

این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد

 


 

 

Interview with god
گفتگو با خدا

 

I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم 

 

So you would like to Interview me? “God asked”
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

 

If you have the time “I said”
گفتم : اگر وقت داشته باشید 

 

God smiled
خدا لبخند زد

 

My time is eternity
وقت من ابدی است 

 

What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

 

What surprises you most about humankind?
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

 

Go answered …
خدا پاسخ داد …

 

That they get bored with childhood
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند 

 

They rush to grow up and then long to be children again
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند  

 

That they lose their health to make money
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند

 

And then lose their money to restore their health
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند 

 

By thinking anxiously about the future That
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند 

 

They forget the present
زمان حال فراموش شان می شود 

 

Such that they live in neither the present nor the future
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال 

 

That they live as if they will never die
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد 

 

And die as if they had never lived
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند 

 

God’s hand took mine and we were silent for a while
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم 

 

And then I asked …
بعد پرسیدم …

 

As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn?
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

 

God replied with a smile
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد 

 

To learn they cannot make anyone love them
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد 

 

What they can do is let themselves be loved
اما می توان محبوب دیگران شد 

 

learn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند 

 

To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد 

 

But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

 

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم 

 

And it takes many years to heal them
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد 

 

To learn to forgive by practicing forgiveness
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن  

 

To learn that there are persons who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند  

 

But simply do not know how to express or show their feelings
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند 

 

To learn that two people can look at the same thing and see it differently
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند 

 

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند  

 

They must forgive themselves
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند 

 

And to learn that I am here
و یاد بگیرن که من اینجا هستم 

 

Always
همیشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 8:41  توسط آبیل غلامی  | 

برگزاري جشن هاي انقلاب و هفته وحدت در آموزشگاه









+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 20:26  توسط آبیل غلامی  | 

سرنوشت روستایی که کاروان اهل بیت را سنگباران کرد

۱

خبرگزاری پانا: حاج محمد آقای نوروزی خاطره ای شنیدنی از شهید چمران بیان کرد که به شرح ذیل است:

به گزارش خبرگزاری پانا، حاج محمد آقای نوروزی حفظه الله تعالی می فرمودند: یک سفر لبنان بودم . آنزمانی که شهید چمران هم زنده بود . به واسطه امام موسی صدر رفته بودیم لبنان .
یک روز کنار چمران بودیم . شهید چمران مرا صدا زد و گفت : محمد بیا !
رفتم کنارش .
روی یک تپه به حالت نیم خیز دراز کشید و در حالیکه دوربینی به دست داشت گفت : بیا ببین .
در سینه کش یک تپه یک روستا را به من نشان داد و گفت ببین .
دوربین را گرفتم و دیدم .
چمران به من گفت : این روستا ، روستایی است که وقتی کاروان امام حسین در راه شام بودند ، اهالی این روستا برای کاروانیان ، نان و غذا آورده اند .
بعد چمران با دستش یک روستای دیگری را به من نشان داد و گفت : آنجا را هم ببین .
با دوربین نگاه کردم .
تقریبا فاصله ی زیادی باهم نداشتند اما خب از هم دور بودند و ما چون از روی بلندی می دیدیم ،
خوب به هر دو روستا اشراف داشتیم .
شهید چمران گفت :
تمام اهالی  این یکی روستا وقتی کاروان اهل بیت به اینجا رسیدند ، اهل بیت را سنگ باران کرده و هلهله کردند .
بعد شهید چمران به من گفت :
هر دو روستا در تیر رس موشک های اسرائیلی هستند . اما تا زمانی که من به یاد دارم آن روستایی که برای اهل بیت غذا آوردند یک دانه موشک اسرائیلی ها هم به آن برخورد نکرده است .
اما این یکی روستا ، هر بار اسرائیلی ها موشک میزنند انگار فقط باید به این روستا بخورد و هرچه موشک است نصیب این روستایی می شود که اهل بیت حسین را سنگباران کرده اند و ماهم هر تدبیری اندیشیدیم که این روستا بمباران نشود ، نشد که نشد !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 10:4  توسط آبیل غلامی  | 

مجسمه سازی با یک تکه کاغذ!

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-3.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-4.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-4b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-5.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-5b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-6.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-6b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-7.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-7b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-8.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-9.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-10.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-11.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-11b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-12.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-12b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-13.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-13b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-14.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-14b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-15.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-15b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-16.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-16b.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-18.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-20.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-1.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-2.jpg

http://up10.persianfun.info/img/90/10/Sculptures-Paper/one-sheet-of-paper-2b.jpg

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 14:23  توسط آبیل غلامی  | 

چگونه مطالعه كنيم ؟؟؟




آمادگی برای مطالعه
مقدمات و شرایط اولیه ی لازم برای آغاز مطالعه چیست؟
آیا تا کنون دقت کرده اید که هر جلسه ی مطالعه ی شما چگونه شروع میشود؟
شاید کمتردقت کرده باشید که یکی از نقطه ضعفهای اساسی بیشتر دانش آموزان به نحوه ی آغاز مطالعه باز میگردد. مطالعه بدون کسب آمادگیهای لازم، مانند شنا کردن بدون یادگیری مهارتهای شنا است.
کسی که بی مقدمه وارد مطالعه شود علاوه بر این که چیز زیادی یاد نخواهدگرفت،زمان زیادی را هم از دست خواهد داد.

مکان مطالعه
دانش آموزان در خصوص مکان مطالعه عادتهای متفاوتی دارند.مطالعه در منزل،پارک و کتابخانه های عمومی از رایجترین مکانهای مطالعه محسوب میشوند.آنچه در این باره باید بدانید این است که محیط و مکان مطالعه علاوه برداشتن شرایطی چون سکوت و آرامش، باید تا حد امکان ثابت و بدون تنوع باشد.اگر واقعا میخواهید با تمرکز مطالعه نمایید باید سعی کنید که خود را به محیط یکنواخت و ثابت عادت دهید.بنابراین فضاهای عمومی مانند پارک،برای یک مطالعه جدّی،مکان مناسبی محسوب نمیشود.تغییرات مکرردر دکور اتاق و یا مکان مطالعه نیزچون مخلّ تمرکز میشوند توصیه نمیگردد.بعضیها دوست دارند موقع مطالعه کسان دیگری مانند دوستان دور و برشان باشند.اگر هدف از این کار مطالعه گروهی و رفع اشکال باشد خوب است،اما در هرحال،باید زمانهایی برای مطالعه فردی-به صورت تنها- در نظر گرفته شود.
اگر میتوانید – و امکانات لازم را دارید- بهترین مکان برای مطالعه ی توام با تمرکز،منزل خودتان و البته یک اتاق مشخص است و اگر علیرغم فراهم بودن امکانات و شرایط وهمکاری اعضاء خانواده،باز دوست دارید که در فضاهای دیگری مطالعه نمایید،احتمالا باید در نیّت جدّی خود برای درس خواندن شک کنید.

کلید:برای مطالعه جدّی و توام با تمرکز،یک فضای ثابت و یکنواخت بهترین مکان است.

هدفمندی مطالعه
این موضوع را از زوایای مختلف میتوان مورد بحث قرار داد.یک بعد مهم هدفمندی به نیّات و ایده آل و انگیزهها ی شما برمیگردد.بعد دیگر آن به آرامش ذهنی و نظم رفتاری شما مربوط است.یکی دیگر از ابعاد آن این است که شما چه قدر مهارتها و ظرافتهای لازم دربرنامه ریزی وبه خصوص پیشبینی تغییرات به خرج دهید.یعنی اینکه اگر قسمتی از برنامه ی شما اجرا نشدو یا طولانی شدن یک برنامه منجر به هم خوردن برنامه های دیگر شد چه طرحهای هدفمندی را پیشبینی کرده باشید.اگرچه درخصوص هر یک از ابعاد در قسمتهای بعدی صحبت خواهیم کرد.اما برای این که در این قسمت هم به نتیجهای رسیده باشیم به این نکته اشاره میکنیم که هدفمندی در مطالعه یعنی داشتن یک ذهنیت روشن و شفاف درباره ی اهداف برنامه ها و پیشبینیهای لازم.به عبارت دیگربا یک ذهن ابهام گرا و پیچیده و سردرگم نمیتوان مطالعه ای موفق داشت.اگر از پس خود برنمی آیید به مشاور مراجعه کنید.

کلید:باید به طور شفاف بدانید که چه در مغز شما میگذرد و چه میخواهید بکنید.

آغاز هوشیارانه
ما در این جا برای بیداری و هوشیاری تعاریف متفاوتی رادرنظر میگیریم.هوشیاری یعنی داشتن یک آگاهی ارادی و به عبارت بهتر یعنی بیداری آگاهانه.بسیاری از دانش آموزان برای ورود به مطالعه بیدار هستند ولی هوشیاری لازم را ندارند.شایدبرای شما پیش آمده که مطالعه درسی را شروع کرده ایداما بعد از گذشتن دقایقی،تازه متوجه شده اید که اصلا نمیدانید چه میکنید! دچار حواس پرتی میشوید و یا مطالب را خوب درک نمیکنید.
مطالعه ی شما وقتی هوشیارانه است که شما از لحظه ی شروع مطالعه- و بعد در لحظه لحظه ی ادامه ی آن- بدانید که دارید چه میکنید و کاملا کنترل ارادی بر رفتار خود داشته باشید.چگونه میتوان مطالعه را هوشیارانه آغاز کرد؟وضو بگیرید، نیت کنید،برای یکی دو دقیقه چشمان خود راببندید و افکارتان را بر روی کاری که میخواهید انجام دهید متمرکز سازید،یک تذکر آمرانه و جلب توجه کننده به خودتان بدهید- مثلا باصدای بلند به خود دستور بدهید که من در این لحظه با آمادگی کامل میخواهم مطالعه این قسمت از کتاب را شروع کنم-،یک علامت یا رمزبخصوص را برای خود تعیین کنید و…

کلید:تمرین خودآگاهی و تقویت هشیاری،کیفیت آغاز و ادامهی مطالعه را افزایش خواهد داد.

نتیجه گیری

-1 برای مطالعه جدّی و توام با تمرکز،یک فضای ثابت و یکنواخت بهترین مکان است.
-2 باید به طور شفاف بدانید که چه در مغز شما میگذرد و چه میخواهید بکنید.
-3 تمرین خودآگاهی و تقویت هشیاری،کیفیت آغاز و ادامه ی مطالعه را افزایش خواهد داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 10:46  توسط آبیل غلامی  | 

چگونه در ايام امتحانات موفق شويم ؟

روند برنامه هاي مدرسه را طبيعي جلوه دهيم
بهترين اقدام براي راحت رسيدن به هدف حفظ آرامش ، داشتن روحيه بانشاط و فعال است
سعي كنيم در ايام امتحانات خود را كاملاً آرام كنيم
در برنامه هاي روزانه خود يكسره درس نخوانيم
حداقل براي هر 50 دقيقه برنامه مطالعاتي 10 دقيقه به مغز خود استراحت بدهيم ، پژوهشگران معتقدند بازده 6 ساعت مطالعه مداوم به اندازه 2 ساعت مطالعه با استراحت بين فاصله هاي زماني است
زماني كه 10 دقيقه به ذهن خود استراحت دهيد ، كاركرد ذهن را افزايش ميدهيد
هرگز با برنامه هاي مدرسه و كلاس به مقابله نپردازيم ، زيرا تصور اين فكر ، جسم و روح را خسته مي كند و يادگيري را مشكل ميسازد
حتماً نكاتي را كه براي شما سخت است ، يادداشت برداري نموده تا در فرصتهاي مرده چندين بار آنها را مطالعه كنيد
در حين مطالعه حتماً مواد قندي سالم مثل خرما ، شيريني جات مصرف كنيد
هميشه به فرا رسيدن پايان امتحانات فكر كنيد و همچنين به اين مطلب كه اين ايام به سرعت مي گذرد
ضعف دروس عربي و زبان را مي توان با تمرين و تكرار خصوصاً از طريق نوارهاي ضبط شده بالا برد كه كاملاً در حافظه ثبت شود
در هفته يك تفريح 5-4 ساعته براي خود مثل رفتن به پارك ، استخر ، سينما و موزه در نظر بگيريد
هرگز با ذهن خسته درس نخوانيد ، يك ساعت درس خواندن با ذهن آرام موثرتر از چندين ساعت مطالعه با ذهن خسته است
در ايام امتحانات به تغذيه خود توجه كنيد
اگر در ايام امتحانات براي يك درس زمان اضافه داريد ، به درسهايي كه نياز به زمان بيشتري دارند ، بپردازيد
براي درسي كه ضعف بيشتري داريد ، هر روز نيم ساعت زمان در نظر بگيريد و طبق تقسيماتي كه داريد ، تمام بخشها را رفع اشكال كنيد
تمام اطلاعات را به صورت نكته ثبت كنيد
در اوقات مُرده به پيش مطالعه بپردازيد
براي درك مطالب مشكل ، مثال ، رمز و تصويري در نظر بگيريد و بدين طريق آنها را رمز گذاري كنيد
در مطالعه با افزايش سرعت خواندن از پراكندگي حواس جلوگيري و تمركز حواس خود را افزايش دهيد
حتماً درس ها را دوست بداريد ، چون ارتباط برقراركردن با درس به ميزان 30 % فهم و درك مطلب را افزايش مي دهد
در نظر داشته باشيد كه يك دانش آموز توانمند ، اراده و اعتماد به نفس خود را تقويت مي كند و با روحيه اي شاد و آرام و اعتقاد به خدا برنامه ها را دنبال ميكند

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 10:38  توسط آبیل غلامی  | 

داستانک

این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه:دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!

این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.

وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در می‌ارم!

راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.

با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش.

این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!!

خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صداراه افتاد.

هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه!

تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره.

تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.

تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده.

نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند.

از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند می‌دویدم که هوا کم آورده بودم.

دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم.

وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو، یکیشون داد زد: ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل می‎دادیم سوار ماشین ما شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 16:22  توسط آبیل غلامی  | 

حماسه " 9 دی" در کلام رهبر معظم انقلاب

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 15:13  توسط آبیل غلامی  | 

من گاو هستم!!

در یك مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می كردم و چند سالی بود كه مدیر مدرسه شده بودم.


قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.

هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همكاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود.

در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:

با خانم... دبیر كلاس دومی ها كار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بكنم.

از او خواستم خودش را معرفی كند. گفت:
من "گاو" هستم ! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند.

تعجب كردم و موضوع را با خانم دبیر كه با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، در میان گذاشتم.

یكه خورد و گفت: ممكن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من كه چیزی نمی فهمم...

از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم:
اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد.

خانم دبیر با اكراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز كه در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت.
مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی كرد: "من گاو هستم!"
- خواهش می كنم، ولی...
- شما بنده را به خوبی می شناسید.
من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای كه شما دیروز در كلاس، او را به همین نام صدا زدید...

دبیر ما به لكنت افتاد و گفت: آخه، می دونید...
- بله، ممكن است واقعاً فرزندم مشكلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم.
ولی بهتر بود مشكل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید.
قطعاً من هم می توانستم اندكی به شما كمك كنم.

خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت كردند.
گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه كارتی را به خانم دبیر ما داد و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترك كرد.
وقتی او رفت، كارت را با هم خواندیم.
در كنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:
دكتر... عضو هیأت علمی دانشكده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه...!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 14:49  توسط آبیل غلامی  | 

برگه امتحانی سالهای نه چندان دور!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 15:57  توسط آبیل غلامی  | 

آموزش و پرورش ژاپن بر طبق الگوی 6.3.3 است/دانش آموزان ژاپنی 5 روز در هفته تحصیل می کنند



آموزش و پرورش ژاپن بر طبق الگوی 6.3.3 است/دانش آموزان ژاپنی 5 روز در هفته تحصیل می کنند

خبرگزاری پانا: کشور ژاپن که یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا محسوب می شود مطابق با نظام آموزشی 6.3.3 دانش آموزان را در مدارس طبقه بندی کرده است.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش پانا، شش ساله شدن دوره ابتدایی کشورمان با رونمایی از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش حالت رسمی و اجرایی از سال تحصیلی آینده پیدا کرده است.
طبق گفته مسئولین وزارت آموزش و پرورش کشورمان، 123 کشور دنیا دارای دوره ابتدایی 6 ساله هستند و این نظام آموزشی از سال تحصیلی آینده در مدارس کشورمان اجرا خواهد شد.
در این بین به بررسی نظام تعلیم و تربیت کشور ژاپن که یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا محسوب می شود پرداخته شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:35  توسط آبیل غلامی  | 

به کارگیری روش پودمانی در تدریس علوم تجربی

تدریس علوم تجربی

در روش جدید آموزش علوم ، معلم نقش محوری سابق را ندارد ، بلکه این دانش آموزان هستند که با فعالیت خود تلاش می کنند به اهداف آموزشی دست یابند . با وجود این ، نمی توان گفت که از اهمیت نقش معلمان کاسته شده است . معلمان به عنوان مدیران کلاس و طراحان آموزشی تلاش می کنند تا روش های آموزشی را بهبود بخشند. آن ها فرصت هایی برای یادگیری بهتر فراهم می آورند و دستیابی به اهداف آموزشی را تسهیل می کنند. معلمان همچنین درباره نوع روش های سازماندهی و زمان به کارگیری هر یک از روش های ارائه محتوا تصمیم گیرنده هستند. با توجه به اهداف نوین آموزش علوم ، این امر بسیار مهم است که روش های ارائه و سازماندهی بتواند فرصت های درگیری بیش تر فراگیران در موقعیت های آموزشی را فراهم آورد و اجازه دهد تا دانش آموزان با روش های کاوشگری و حل مساله و سایر مهارت ها به اهداف آموزشی دست یابند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 16:15  توسط آبیل غلامی  | 

مدیریت یک پیرمرد


یك پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیكی یك دبیرستان خرید. یكی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش میرفت تا این كه مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی كلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی كه بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را كه در خیابان افتاده بود شوت می‌كردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند. این كار هر روز تكرار می شد و آسایش پیرمرد كاملاً مختل شده بود. این بود كه تصمیم گرفت كاری بكند.

روز بعد كه مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این كه می‌بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همین كار را می‌كردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنید. من روزی 1000 تومن به هر كدام از شما می دهم كه بیایید اینجا، و همین كارها را بكنید.» بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالی نداره؟

بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر می‌كنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت كنیم، كور خوندی. ما نیستیم.»

و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 16:17  توسط آبیل غلامی  | 

به این میگن آخر تقلب!!!

hamtaraneh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 16:11  توسط آبیل غلامی  | 

مسابقه اطلاعات عمومی

مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن

جایزه یک میلیون دلاری را دارد .

سوالات را بخوانید

۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟

الف) ۱۱۶ سال

ب ) ۹۹ سال

ج ) ۱۰۰ سال

د ) ۱۵۰ سال

او نمیتواند به این سوال جواب دهد

۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟

الف) برزیل

ب) شیلی

ج) پاناما

د)اکوادور

حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند

۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟

الف) ژانویه

ب) سپتامبر

ج) اکتبر

د) نوامبر

این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند

۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟

الف) ادر

ب) آلبرت

ج) جرج

د) مانوئل

خوب بقیه حضار باید به دادش برسند

۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟

الف) قناری

ب) کانگارو

ج) توله سگ

د) موش

در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده

اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی

 خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید

جوابها

۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳)

۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه

۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه

۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت

۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن

insularia canaria یعنی جزایر توله سگ
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 22:11  توسط آبیل غلامی  | 

کتاب کلاس اول 70 سال پیش


 
 
 
 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 16:22  توسط آبیل غلامی  | 

اعلام نتایج آزمون جامع

پس از تصحیح اوراق امتحانی و بررسی نمرات دانش آموزان دختر و پسر نتایج آزمون جامع که قبلا برگزار شده بود امروز اعلام شد.

دانش آموزان دختر پایه اول در بین کل دانش آموزان مجتمع در مقطع راهنمایی رتبه های اول تا سوم را کسب کردند.

فاطمه شیخ رتبه اول

سمیه شیخی رتبه دوم

رقیه شیخ رتبه سوم

در پایه ی دوم و سوم ،نفرات سوم از مدرسه رضوی بودند،خانم زهرا دستپاک از پایه دوم و خانم فرزانه آبتین از پایه سوم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 16:26  توسط آبیل غلامی  | 

تدوین کتاب مهارت زندگی و کار و فن آوری برای ششم ابتدایی




حاجی بابایی خبر داد:

تدوین کتاب مهارت زندگی و کار و فن آوری برای ششم ابتدایی


خبرگزاری پانا:وزیر آموزش و پرورش از تدوین کتاب مهارت زندگی و کار و فن آوری برای ششم ابتدایی خبر داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 16:14  توسط آبیل غلامی  | 

ریاضی ‌لذتبخش‌ است


 
حتما شما هم روزهای مدرسه را یادتان هست؛ روزهایی که از ترس و اضطراب کلاس ریاضی خوابتان نمی‌برد، ساعت‌هایی که ریاضی تبدیل به کابوسی می‌شد و آرامش را از شما می‌گرفت.

خیلی از ما از ساعت‌ها و کلاس‌های ریاضی خاطره‌ای اینچنین داریم، چون معمولا یاد گرفــته‌ایم ریاضیات را درسی وحشتناک و سخت بدانیم، درسی که معمــولا راهی برای کنار آمــدن با آن وجود ندارد. برای اغلب افراد ریاضی یعنی فرمول‌های غیرقابل درک، جمع و ضرب چندین عدد و رقم، ردیف‌های پشت سر هم اعداد و... .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 14:57  توسط آبیل غلامی  | 

10 نکته مهم برای یک مدیر موفق

10 نکته مهم برای یک مدیر موفق

همان طور که می دانید در هر سازمانی، یک هرم سازمانی وجود دارد که کل فعالیت های سازمانی را مدیریت می کند. صرف نظر از اینکه شما در کجای این هرم هستید، در سمت مدیر ارشد، مدیر میانی و یا در سطح سر پرست، شما مسلماً مسوول هدایت و مدیریت یکسری نیرو های تحت سر پرستی خود هستید تا از طریق هدایت و مدیریت آنان به اهداف سازمانی نایل آیید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 14:46  توسط آبیل غلامی  | 

خرید چرخ خیاطی


حرفه و فن دخترانه واحدی به نام دوخت داره که دانش آموزان در این واحد کار با دوخت پارچه آشنا میشن. دانش آموزان قبلا این دوخت ها رو با نخ و سوزن و سرکلاس انجام میدادن امابا خرید این دو چرخ خیاطی که آقای شیخ زحمتشو کشیدند ،دانش آموزان هم نحوه کار با چرخ خیاطی رو یاد میگیرن و هم می تونن کارها شونو سر کلاس با چرخ انجام بدن.






+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 14:58  توسط آبیل غلامی  | 

تشکیل کلاس تقویتی

دانش آموزان همیشه در درسایی مثل ریاضی و زبان دچار مشکل هستن . خیلی از بچه ها یه جورایی ترجیح میدن که این دروس حذف بشن بخصوص ریاضی ...

در جلسه ای که بچه ها هفته قبل با رئیس مجتمع داشتن ،ایشون قول داده بودن که برای درس ریاضی کلاس تقویتی بزارن . امروز این کلاس تشکیل شد .


آقای مقدم نژاد مدرس این کلاس هستند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 14:45  توسط آبیل غلامی  | 

وزیر آموزش و پرورش: قدم برداشتن در مسیر تقویت رهبری و نظام اسلامی از مصادیق معروف است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 16:25  توسط آبیل غلامی  | 

عینکیای مدرسه اضافه شدن!!



امروز بهورز خانه بهداشت روستا اومد مدرسه و دانش آموزان پایه اول رو از نظر سلامتی چشم،قد و وزن معاینه کرد...


سه نفر از بچه های سال اول چشماشون ضعیف بود...

زهرا درخش،رقیه شیخ و صدیقه آبتین

قرار شد هفته بعد که پزشک میاد مدرسه، بچه ها مجدد معاینه بشن و دفترچه بیمشونو بیارن تا براشون عینک نوشته بشه..........


رقیه شیخ میگفت :خانم اجازه ،من عینک دوست ندارم...! نمی خوام عینک بزنم...

نمی خواااااااااااااااااااااااااااااااام...

از لحن صحبتش خندم گرفت ...بچه هام کلی خندیدن...

اما مجبوره باید عینک بزنه .رقیه از بچه های زرنگ کلاسه...



بچه ها یکی یکی رفتن رو ترازو...همشون جثه های کوچکی دارن ...از بین اونا فقط فاطمه یه ذره!!!!!! تپله  !!

وقتی رفت رو ترازو همه بچه ها ساکت شدن ...می خواستن بدونن فاطمه چندکیلویه...

یکی از بچه ها گفت:فاطمه چندی..؟!! فاطمه از خجالت سرخ شد...با حالت خاصی گفت:اجازه من وزن کم کردم...

بچه ها خندیدن ...فاطمه سرخ سرخ شد... حالت فاطمه خیلی خنده دار بود...!!!




+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 15:33  توسط آبیل غلامی  | 

تمام فرهنگیان و خانواده های آنها تحت پوشش بیمه طلایی قرار می گیرند











وزیر آموزش و پرورش:

تمام فرهنگیان و خانواده های آنها تحت پوشش بیمه طلایی قرار می گیرند

خبرگزاری پانا: وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه تمام فرهنگیان و خانواده های آنها تحت پوشش بیمه طلایی قرار می گیرند، خاطرنشان کرد: 4 میلیون 400 هزار نفر از فرهنگیان تحت پوشش این بیمه قرار گرفتند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 15:11  توسط آبیل غلامی  | 

جلسه مدیر مجتمع آقای محمد شیخ با دانش آموزان در خصوص مسائل آموزشی

امروز ساعت 9 صبح مدیر مجتمع با دانش آموزان جلسه داشت.در این جلسه دوستانه بچه ها مسائل و مشکلاتشون رو با مدیر در میون گذاشتن آقای شیخ هم قول داد که به اونها رسیدگی کنه. از جمله مواردی که بیان شده بود تشکیل کلاسهای تقویتی برای دروس ریاضی و زبان بود که ایشون هم قول مساعد داده بودن.


یکی از موارد دیگه که در این جلسه مطرح شده بود اجرای طرح کارت کاپ و چک امتیاز برای دانش آموزان بود. بر اساس این طرح که قراره از شنبه اجرا بشه دانش آموزانی که پیشرفت داشته باشند از دبیراشون یک کارت میگیرن و وقتی به حد نصاب خاصی رسید از مدیر مدرسه یک چک دریافت می کنند. هر چه تعداد این چکها بیشتر بشه جایزه دانش آموز بیشتر میشه. اما اگه تنبلی کنه و در درساش افت داشته باشه کارت جریمه می گیره .این کارت جریمه ها کارتهای کاپ رو باطل می کنند . دانش آموز برای از دست ندادن کارتهای طلایی و چک سعی می کنه بیشتر بخونه در نتیجه در دراز مدت نتیجه خوبی میده. 



در این جلسه در خصوص موارد دیگه ای هم صحبت شده بود که به قول بچه ها محرمانه!!!!! بود و من چون در جلسه حضور نداشتم اطلاعی از اونا ندارم !!!!!!


لازم به ذکره که قبل از این دیدار آقای شیخ بصورت سرزده از کلاسها بازدید کردن و در کلاس جغرافیا که خانم پیشدادی در حال تدریس جغرافیا با فن آوری IT  بودن حاضر شدن.


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 10:44  توسط آبیل غلامی  | 

گفتگوى امام حسین(ع) با ابن سعد/ بستن آب فرات بر اهل بیت سیدالشهدا





 هفتم محرم سال 61 هجری قمری، ابن زیاد با کینه‌توزی و قساوت تمام، فرمان جلوگیری از دسترسی یاران امام حسین(ع) به آب فرات را صادر کرد و عمربن سعد که فریفته وعده حکومت ری بود، مأمور انجام این کار شد.

گفتگوی امام حسین(ع) با عمربن سعد

در شب هفتم محرم امام حسین(ع) با عمر سعد گفتگو کرد. خولى بن یزید اصبحى چون عداوت شدیدى با امام حسین(ع) داشت، ماجرا را به ابن زیاد گزارش داد.

آن ملعون نامه اى براى عمر سعد نوشت و او را از این ملاقاتها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.(تقویم شیعه)

بستن آب بر اهل بیت

هفتم محرم سال 61 هجرى قمرى از ابن زیاد ملعون نامه اى به عمر سعد رسید به این مضمون: یابن سعد میان حسین و آب فرات حائل شو و کار را برایشان تنگ بگیر و نگذار یک قطره آب بنوشند.

ابن سعد همان وقت عمروبن حجاج را با پانصد سوار بر شریعه موکل گرداند.

عطش بر امام و اصحاب غالب شد، امام حسین(ع) برادرش عباس را خواند و با جمعی به طلب آب فرستاد، عمربن حجاج سر کرده موکلین آب فریاد زد: شما کیستید؟ نافع جواب داد منم پسر عموى تو، آمدم آب بیاشامم.

گفت: بخور گوارا باد بر تو.

نافع گفت: واى بر تو مى گویى من آب بخورم، حسین(ع) و اهل بیتش تشنه باشند و بمیرند؟ گفت: راست مى گویى ولى به ما دستور داده اند مانع شویم.

نافع به اصحاب گفت: وارد فرات شوید و عمر هم صیحه زد مانع شوید و بجنگید، عده اى از اصحاب جنگ مى کردند و عده اى مشکها را پر مى نمودند و کسى از اصحاب امام کشته نشد و آب را به خیمه ها رساندند و اهل بیت آب خوردند.(حوادث الایام)

منبع :خبرگزار ی مهر


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 11:27  توسط آبیل غلامی  | 

تلخترین اتفاق تلخ تر از تلخ که پشت عرش را خم کرد یک ظهر محرم بود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:11  توسط آبیل غلامی  |